X
تبلیغات
ازدواج پلاس

ازدواج پلاس
نکاتی برای ازدواج بهتر که تا به حال هیچکس براتون نگفته! 

(گاهی اوقات اتفاقی مطالب قدیمی خودم رو تو سایت های دیگه می خونم و بدم نمیاد تو سایت خودم هم باشن! این هم یکی از مقالات سالهای قبل در مجله موفقیت که تو سیمرغ خوندم)

... هیجانات مثبت، درست مثل هیجانات منفی، ما را در معرض انتخاب غلط قرار می دهد. اسم این حالت را «جوزدگی» می گذارم. در بعضی شرایط ما کاملا «جو زده» می شویم و کارهایی می کنیم که شاید در حالت عادی به آن فکر هم نکنیم ...

ادامه مطلب را بخوانید.



برچسب‌ها: ازدواج ناموفق, معیارهای ازدواج, مقاله ازدواج, انتخاب همسر
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 4 اردیبهشت1393 ] [ 10:47 ] [ زینب شاهدی ] [ ]

مجموعه بی نظیر "پایتخت" که در سه نوروز متوالی از شبکه یک سیما پخش شد و جالب اینکه هربار بهتر و جذاب تر از سری قبل بود، حرف ناگفته زیاد دارد.

نه، نمی خواهم بحث پیش پا افتاده لهجه و مساله نسنجیده توهین و این حرفها را مطرح کنم. بحث خانواده و رازهای زندگی مشترک هما و نقی مطرح است - رابطه ای هرچند "معمولی"، که خیلی ها آرزویش را دارند. بحث این است که رابطه هما و همسرش نقی چه خصوصیاتی دارد که آنها را در زمره زوج های خوشبخت قرار می دهد.

رازهای ازدواج موفق هما و نقی در سریال پایتخت را در مقاله ای به عنوان "فدایی بودن یا نبودن، مساله این است" از دید خودم بیان کردم که در موفقیت شماره جدید (279 - نیمه اول اردیبهشت 93) می توانید بخوانید.

خلاصه را در ادامه مطلب می توانید بخوانید.


برچسب‌ها: سریال پایتخت, ازدواج موفق, رازهای زندگی مشترک موفق
ادامه مطلب
[ سه شنبه 2 اردیبهشت1393 ] [ 17:1 ] [ زینب شاهدی ] [ ]
البته نه همه آنها، ولی خیلی از روابط راه دور آینده مشخصی ندارند. اینکه شما در دو نقطه خیلی دور از هم زندکی می کنید می تواند به سادگی به این معنا باشد که زندگی تان با هم خیلی فرق دارد، یا شرایطتان طوری ست که نمی توانید در کنار هم در یک محل مشخص زندگی کنید.



شاید بگویید ما تازه با هم آشنا شده ایم و همدیگر را آنقدر نشناخته ایم که بخواهیم به محل زندگی هم مهاجرت کنیم. در هر حال، حتی اگر عشق و علاقه ای که بینتان است سر به فلک بکشد، باز هم زندگی تان دارد روی دو خط موازی پیش می رود: شما نمی توانید به این راحتی خانه و زندگی و شغل و خانواده تان را ول کنید و بلند شوید بروید به یک شهر یا کشور دیگر.

شاید برای این کار برنامه ریزی هم کرده باشید، اما اگر رفتید و برنامه هایتان دست از آب درنیامد چه؟ از همه اینها گذشته، اگر او واقعا قبول کند که به محل زندگی شما بیاید، آیا برایتان مطلوب است یا اینکه فکرش باعث می شود استرس بگیرید و ندانید که واقعا چطور باید با این شرایط کنار بیایید؟

شاید اول این مسائل آنقدرها فکرتان را به خودش مشغول نکند. شاید بیشتر به این فکرهای رویایی می پردازید که چه می شد اگر می شد کنار هم باشید و غول فاصله ها را شکست بدهید و یک زندگی رمانتیک را شروع کنید که در آن دیگر نگذارید هیچ چیز بینتان فاصله بیندازد، اما ممکن است وقتی واقعا رویاهایتان به حقیقت تبدیل می شود دیگر نه یک رویا بلکه به یک کابوس تبدیل شود و ندانید که در این شرایط تصمیم درست کدام است.

اینجاست که باید بنشینید و به این جمله فکر کنید که "مواظب آرزوهایت باش، چون ممکن است برآورده شود!"


برچسب‌ها: روابط عاطفی راه دور, روابط اینترنتی, ازدواج اینترنتی
[ چهارشنبه 20 فروردین1393 ] [ 15:11 ] [ زینب شاهدی ] [ ]

اگر اولین سالگرد ازدواج تان است باید خیلی خوشحال باشید که توانسته اید یک سال تمام در کنار هم باشید – اولین سال ازدواج پرخطرترین سال به شمار می رود.

اگر پنجمین سالگردتان است، باید خیلی ذوق زده باشید، چون قسمت اصلی ماجرا را پشت سر گذاشته اید و بعد از این دیگر رابطه تان به حالت پایدار و محکمی رسیده و با هم می توانید خوشبختی بیشتری را احساس کنید. اگر 10 سال، 15 سال یا ... 50 سال از ازدواج تان گذشته باید به فکر یک جشن خیلی خاص باشید! چون توی این دوره و زمانه واقعا پنجاهمین سالگرد ازدواج یک پدیده شگفت انگیز است.

البته کمتر کسی پیدا می شود که پنجاهمین سالگرد ازدواجش را جشن بگیرد، اما به هر حال، در هر کدام از سالگردهی ازدواج تان که هستید باید بدانید این یک موقعیت خاص است. نیازی به پول و وقت و هزینه زیاد صرف کردن نیست؛ فقط دور هم باشید و قدر این سال های عزیز با هم بودن تان را بدانید.



1. یکی از عکس های اولین سال ازدواج تان را پیدا کنید، آن را به آتلیه بدهید تا رویش کار کند و قاب عکس خیلی جذابی درست کند که بتوانید با افتخار آن را تقدیم همسرتان کنید و به دیوار آویزان کنید.

2. یک جشن کوچک به یاد جشن عروسی تان بگیرید و مهمان های اصلی آن روز را دور هم جمع کنید. هر چیز دیگری که برای شما واقعا خاطره انگیز است و شور و هیجان آن روزها را در دلتان زنده می کند در این جشن داشته باشید. مثلا می توانید نمونه کوچکی از کیک عروسی تان را سفارش بدهید.

3. همه بچه ها، نوه ها و – اگر دارید- نتیجه ها را دور هم جمع کنید و از وقت گذرانی ثمره های ازدواج تان لذت ببرید! بگذارید آنها هم یاد بگیرند که چطور باید ازدواج کرد و عاشق ماند. می توانید از کمک آنها برای برگزاری جشن تان استفاده کنید.

4. هر سال در سالگرد ازدواج تان یک کارت تبریک به همسرتان هدیه بدهید. بعد از گذشت چند سال، آلبومی خاطره انگیز و دیدنی از کارت پستال های خاطره انگیزتان خواهید داشت!


برچسب‌ها: سالگرد ازدواج, مناسبتهای ازدواج
[ یکشنبه 3 فروردین1393 ] [ 18:44 ] [ زینب شاهدی ] [ ]

در نهاد ما دو بخش وجود دارد: دهنده و گیرنده.

اگر تعادل بین این دو به هم بخورد رابطه به هم می خورد.

دهنده: از خود گذشتگی برای رضایت دیگری: تامین نیازهای همسر، بخشش خطاهای همسر

اگر دهنده زیادی کار کند گیرنده بیدار می شود.

گیرنده: به دنبال رضایت خود و بی توجه به دیگری ست.

در عشق رمانتیک دهنده به شدت فعال است. شما نیازهای همسرتان را برآورده می کنید بدون اینکه توقعی داشته باشید، اگر ناراحت تان کند می بخشید، اگر نیازهایتان را تامین نکند انتظاری از او ندارید؛ در نتیجه بانک عشق خالی می شود.

........ و بعد از مدتی حساب شما مقروض هم میشود چون بیشتر از داشته هایتان خرج کرده اید.

اینجاست که بخش "گیرنده" شما فعال می شود و می خواهد الگوهای فعلی رابطه را به هم بزند، و مشکلات آغاز می شود.

ضرب المثلی هست که می گوید "کم بخور همیشه بخور"؛ اینجا هم باید گفت "کم ببخش همیشه ببخش". در عشق و بخشندگی و مهرورزی به اندازه جیبتان خرج کنید و آنقدر افراط نکنید که روزی مجبور شوید همه چیز را پس بگیرید یا اعلام ورشکستگی کنید.

 از کتاب توفان های مخرب عشق/ نوشته ویلارد اف هارلی

عشق زیادی


برچسب‌ها: نامزدی
[ یکشنبه 6 مرداد1392 ] [ 15:32 ] [ زینب شاهدی ] [ ]

به گفته فروید، برداشت و قضاوتی سریع که ما در لحظه اول و بدون اینکه متوجه باشیم از طرف مقابل می گیریم "برداشت ناخودآگاه" است که اطلاعات سریعی را از روی حرکات و حالات، تماس چشمی و ... از دیگران می گیریم. او ناخودآگاه می فرستد و ما ناخودآگاه می گیریم. ناخودآگاه ما مدام گوش بزنگ است و به دنبال سرنخی می گردد تا بگوید آیا این همان است یا نه.

هرچه شیفتگی بیشتر باشد یعنی شخص با ایماگو یا کمبودهای ما هماهنگ تر است.

بعد از مدتی از رابطه، والد ما نمی گذارد احساسمان همانطور بماند و در نتیجه با رفتارهای طرف مقابل به هم می ریزیم. مثلا کسی که زیاد منطقی ست یا به شدت احساسی ست.

گرچه در ابتدا به خاطر همین خصوصیت جذب او شده بودیم. در واقع رفتار او بخش های سرکوب شده روان ما را بیرون می ریزد که در ابتدا باعث می شود احساس کنیم با احساساتمان در تماسیم اما بعد که خوب بیدار شدند احساس تهدید می کنیم چون بخش پنهان ماست. و دچار اضطراب می شویم. و والد ما (که همان پدر و مادرمان هستند که در کودکی بخش هایی از رفتارهایمان را سرکوب کرده بودند و باعث پنهانی اش شدند) همسرمان را سرکوب می کند. و به این صورت همسرمان باعث می شود باز هم سرکوب شویم، مثل دوران کودکی.

شریک زندگی با به هم زدن بخش های ممنوع و پنهان شخصیت مان، مضطربمان می کند و پریشان می شویم.
ما به هر حال ویژگیهای بد والدینمان را می گیریم، اما وقتی می فهمیم اینها را نمی پسندیم سرکوب و پنهانشان می کنیم. بعد همسری انتخاب می کنیم که دقیقا همینها را دارد!

این است فلسفه عشق در یک نگاه – البته از دیدگاه فرویدی ها.

با استفاده از کتاب بسیار خواندنی "عشق مورد نظر شما" اثر هارویل هندریکس


برچسب‌ها: عشق در اولین نگاه
[ چهارشنبه 19 تیر1392 ] [ 11:48 ] [ زینب شاهدی ] [ ]

اینکه ولن...تاین رو باید بذاریم کنار یا نذاریم و سپندار رو جشن عشق ایرانی بگیریم و ... رو زیاد بحث نمی کنم. فکر نکنم اشکالی داشته باشه که دوتاش باشه.

اما در هر حال الان داریم به ولن-تاین نزدیک می شیم و همه به دنیال یه هدیه خوب برای عشقشون (همسرشون یا همسر أینده شون!) هستن.

نمی خوام چیز خاصی رو پیشنهاد بدم. بدترین مطلب اینه که بنویسی برو برای همسرت کیف یا کفش یا مثلا ادکلن یا هر چیز دیگه ای بخر. مهم نیست چی هدیه بدی، اما تو این هدیه این موارد خیلی مهمه:

۱. هدیه ولن...تاینی رو انتخاب کنید که مورد علاقه طرف مقابل باشه نه مورد علاقه خودتون.

بیشتر ما موقع انتخاب هدیه، چیزهایی رو انتخاب می کنیم و طوری جشن می گیریم که دوس داشتیم برای خودمون بگیرن! حواستون باشه که طرف مقابلتون چی می خواد.

۲. کلیشه ای رفتار نکنید.

اصلا مهم نیست که روز ولنتاین همه دنیا برای طرفشون عروسک می خرن و شکلات ولن و یه چیز دیگه هم روش می ذارن. شما اون هدیه خاصی رو براش بخرید که منحصربفرده و اون خیلی ازش خوشش میاد.

۳. رفتار خوب همراه هدیه خوب خیلی بیشتر جواب میده.

اگر هدیه خیلی خوبی بهش بدید اما توی رفتارتون نشونی از عشق و محبت اصیل نباشه، اون هدیه به زودی به انباری خونه منتقل میشه و شما هم به انباری قلب طرف.

۴. به تاریخ روز ولن...تاین پایبند باشید.

روز ولنتاین ۱۴ فوریه ست. نه ۱۵ فوریه، نه ۱۳ فوریه و نه هیچ روز دیگه ای. تمام تلاشتون رو بکنید تا تو همین روز هدیه تون رو بدید. این کار لطف خیلی بیشتری داره.

۵. اون چیزی که هدیه رو دوست داشتنی می کنه اینه که شما انتخابش کردید.

اینکه برید مغازه و یه "پکیج ولنتاین" بگیرید که مغازه دار با سلیقه خودش انتخاب و طراحی کرده و کادو پیچیده و قلمبه ببرید بدید به طرف، هرچند که قشنگ ترین هدیه روی زمین باشه اما گرفتنش هیچ لطفی نداره چون با دستای خود شما بسته بندی نشده و هیچ عشقی توش نیست. و اون این رو می فهمه.

۶. یادداشت با دستخط خودتون و حرف دل خودتون فراموش نشه!

۷. فقط یک ولن...تاین!

بدون شرح!

زینب شاهدی

شاد باشید!

پ.ن: همیشه برای هدیه دادن منتظر مناسبت خاص نباشید، اما برای مناسبت های خاص حتما هدیه بدید.

شعر عاشقانه


برچسب‌ها: هدیه ولنتاین, ولنتاین, عاشقانه
[ چهارشنبه 19 بهمن1390 ] [ 19:9 ] [ زینب شاهدی ] [ ]
حتما شنیدید که می گن "عاقلانه ازدواج کن٬ عاشقانه زندگی کن"

با اینکه اکثر مردم دقیقا برعکس این عمل می کنن (عاشقانه ازدواج می کنن٬ و بعد از ازدواج تازه عقلشون میاد سر جاش!!)٬ اما خیلی ها هم هستن که این پند حکیمانه رو آویزه گوش می کنند و کاملا عاقلانه ازدواج می کنند. اما متاسفانه این افراد هم تازه بعد از ازدواج عقل از سرشون می پره!

واقعیت اینه که برای اینکه از هیچ طرف نخوریم٬ باید عشق و عقل رو در کنار هم در نظر بگیریم. فرمول دکتر میثاق برای ازدواج اینه:

"عاقلانه-عاشقانه ازدواج کن٬ بعد عاشقانه زندگی کن"

عشق

خیلی ها فکر می کنن اگه قبل از ازدواج عشق و احساس رو در نظر بگیرن ممکنه به خطا برن٬ به خاطر همین احساسات رو مطلقا در نظر نمی گیرن و می گن بعدا عشق خودش به وجود میاد. بله٬ عشق ممکنه بعدا به وجود بیاد٬ اما ممکن هم هست که اصلا به وجود نیاد! شما حاضرید این ریسک رو بکنید؟!

توی یکی از کتابهای باربارا دی آنجلیس خوندم که اگر عشق و کشش (یا همون چیزی که باربارا اسمشو رزونانس جن سی می ذاره) در ابتدای رابطه وجود نداشته باشه احتمالا بعدا هم نمی تونه به وجود بیاد. رزونانس چیزی نیست که شما با هر آدمی بتونید تجربه ش کنید. بنابراین در نظر نگرفتن مطلق احساسات قبل از ازدواج یه ریسک بزرگ به حساب میاد.

تو یه کتاب دیگه هم خوندم و از دو تا روانشناس هم شنیدم که احساسی که آقایون در ابتدای رابطه با خانوما دارن معمولا بدون تغییر باقی می مونه٬ اما احساس خانم ها به مرور زمان می تونه تغییر کنه و طبق شناختی که از طرف مقابل به دست میارن بهتر یا بدتر بشه (احساس دقیقا منظور کشش هست).

نکته: من نگفتم فقط احساسات رو در نظر بگیرید! حواستون به اونور بوم هم باشه!

بااینکه خطرات احساسی مطلق ازدواج کردن خیلی بیشتر از عقلانی مطلق ازدواج کردنه٬ اما نادیده گرفتن احساسات هم می تونه دردسرهای زیادی ایجاد کنه که ظاهرا برای آقایون بیشتر هست. دکتر شیری هم مطلوبیت فیزیکی رو یکی از معیارهای مهم ازدواج می دونن.

"عاقلانه-عاشقانه ازدواج کن٬ بعد عاشقانه زندگی کن"

اما ازدواج پایان داستان نیست: بعدش باید عاشقانه زندگی کرد تا بتونی زندگی خوبی داشته باشی. عاشقی کردن رو باید برای تمام عمر بلد بود. استفان کاوی تو کتاب "۷ عادت خانواده های کامروا" می نویسه یکی از دوستان اومد پیشم و گفت من دیگه همسرم رو دوست ندارم چی کار کنم؟ بهش گفتم "همسرت رو دوست داشته باش". از نظر استفان کاوی عشق ورزیدن و دوست داشتن یه احساس صرف نیست بلکه یک "عمل" هست. یعنی دست خود ماست. اگر نمی تونی دوست داشته باشی پس این مهارت رو یاد نگرفتی.

عشق هم برای زنده موندن نیاز به تلاش و رسیدگی داره.

این رو هم توی یکی از مقاله هام ترجمه کردم که عشق در ازدواج فقط تا حدود ۹ ماه به صورت اتوماتیک یا همون بیوشیمیایی وجود داره: یعنی هورمونها دارن کارتو راه میندازن. بعد از اون دیگه باید برای زنده موندن عشق خودت اقدام کنی. همونطور که برای زنده موندن خودت تلاش می کنی. همونطور که همه چیز برای زنده موندن نیاز به تکاپو داره و بی حرکت نشستن مساویه با مردن.

همه اینا رو با هم جمع کن: حالا برو ازدواج کن!

[ جمعه 25 آذر1390 ] [ 14:50 ] [ زینب شاهدی ] [ ]
چرا گاهی در همان نگاه اول عاشق کسی می شویم؟!

یکی از نظریات اینه:

ما عاشق کسی می شیم که ویژگی خاصی داره که خودمون اون ویژگی رو نداریم اما خیلی دلمون می خواست که داشته باشیم.

به قول دکتر شیری ما عاشق بخش های زندگی نکرده خودمون در دیگری می شیم. یعنی اگر من ترسو هستم ولی خیلی دلم می خواد شجاع باشم٬ در مواجهه با کسی که شجاعت زیادی به خرج می ده ناگهان شیفتگی پیدا می کنم.

دکتر شیری می گه برای اینکه گرفتار این عشق کاذب نشی٬ بخش های زندگی نکرده تو زندگی کن. خودت شجاع باش تا مجبور نباشی بچسبی به آدمای شجاع.

در کتاب عشق ویرانگر می خوانیم:

"همه ما٬ حداقل در برخورد اول٬ جذب چیزی می شویم که خودمان فاقد آن هستیم. اگر شما فردی بسیار برونگرا باشید به احتمال زیاد فردی ساکت و محجوب شما را شیفته خود خواهد ساخت. و اگر شما به عنوان فردی خشک و رسمی شهرت دارید٬ ممکن است تشنه فردی بی خیال و خودمانی شوید."

اما چرا به این می گم عشق کاذب؟ چرا باید ازش جلوگیری کنیم؟ چون دوامی نداره:

"چندین دهه تحقیق حاکی از این است که اگرچه برخی از تضادهای شخصیتی سبب جذب افراد  به یکدیگر می شود٬ اما در نهایت آن دسته از افراد می توانند رابطه مطلوب و خوشایندی با یکدیگر داشته باشند که دارای تشابه شخصیتی هستند."

نکته: اگر به دنبال چنین عشق کاذبی رفتید به احتمال زیاد باید منتظر باشید که در آینده نه چندان دور٬ همان خصوصیاتی که در ابتدا برای شما جذاب بود برایتان به نفرت تبدیل شود و دیگر قابل تحمل نباشد.

به این میگن تبدیل فرافکنی مثبت به منفی که معمولا توی رابطه اتفاق میفته.

[ سه شنبه 22 آذر1390 ] [ 17:15 ] [ زینب شاهدی ] [ ]
یک ضرب المثل چینی می گوید "اگر از دوران مجردیت لذت نمی بری ازدواج کن تا از فکر کردن به دوران مجردیت لذت ببری"! (ظاهرا چینی ها بازار ازدواج را هم بی بهره نگذاشته اند!)

این روزها در مورد ازدواج حرف های چندان خوبی نمی شنویم. متاسفانه برای بسیاری از ما در مورد لذت های زندگی مجردی و مشکلات ازدواج به شدت اغراق شده است. اما آیا این تمام قضیه است؟

می گویند اگر ازدواج نکنی و همسر و فرزند نداشته باشی مسئولیت هم نداری و زندگی برایت راحت تر است.
قضیه ازدواج مثل این ضرب المثل است که می گوید: "هرکه بامش بیش برفش بیشتر". اگر اصلا خانه نداشته باشید دیگر بام هم ندارید که لازم باشد پارو کنید. اما در عوض برف مستقیم روی سر خودتان می بارد! اگر ازدواج نکنید مسئولیت هم ندارید، اما از مزایای آن هم بی بهره خواهید ماند.

در مورد مشکلات و محدودیت هایی که ممکن است ازدواج برای فرد ایجاد کند زیاد شنیده اید. در اینجا می خواهیم درمورد مزیت های ازدواج برایتان بگوییم. البته جای تاکید دارد که مزایای ازدواج مربوط به ازدواج سالم است. اینکه چطور درست ازدواج کنیم مقاله ای دیگر می طلبد. فقط این نکته را به خاطر داشته باشید که ازدواج سالم بهتر از ازدواج نکردن است و ازدواج نکردن بهتر از ازدواج ناسالم.

اگر باز هم بخواهیم به ضرب المثل فوق اشاره کنیم، ازدواج ناسالم مثل داشتن یک خانه سست و بی بنیاد است: اگر برف روی سر آدم ببارد بهتر است تا اینکه سقف خانه روی سرتان خراب شود!

اما اصلا چرا باید ازدواج کنیم؟ شاید تا به حال به این موضوع فکر نکرده باشید. اگر تا به حال هزار دلیل برای ازدواج نکردن شنیده باشید، ما می خواهیم هزار و یک دلیل برای ازدواج کردن برایتان بیاوریم!


ازدواج طبیعت خلقت است.
یک لحظه تصور کنید که هیچ ازدواجی در طبیعت وجود نداشته باشد ... البته اتفاق خاصی نمی افتد؛ فقط خیلی زود همه ما به دایناسورها می پیوندیم!
ازدواج از همان روز نخست آفرینش جهان هستی جزء قوانین آفرینش بود. آدم و حوا اگر با هم ازدواج نمی کردند الان انسانی روی زمین وجود نداشت. نه فقط انسان، بلکه قانون زوجیت برای همه موجودات جهان از گیاهان و جانوران گرفته تا مولکول ها و اتم ها وجود دارد. و انسان هم برای اینکه به کامیابی حقیقی برسد باید خود را با قوانین هستی هماهنگ کند.
در اینجا جا دارد به این نکته هم اشاره شود که اصل ازدواج در جهان هستی و درمورد تمام موجودات بر پایه پیوند زن و مرد یا نر و ماده است، نه اشکال "مدرن" ازدواجی که در فرهنگ غرب به عنوان یک گرایش "طبیعی" رواج یافته است (ازدواج با هم جنس).


ازدواج خوشبختمان می کند!
حتما پایان داستانهای شیرین دوران کودکی یادتان هست: "آن دو با هم ازدواج کردند و تا پایان عمر به خوبی و خوشی زندگی کردند!" شاید تا به حال فکر می کردید که این افسانه ای بیش نیست، اما امروزه دانشمندان ثابت کرده اند که ازدواج واقعا روی خوشبختی ما تاثیر زیادی دارد.
در یک مطالعه اخیر که در 17 کشور پیشرفته دنیا انجام شد مشخص شد که "افراد متاهل بسیار خوشبخت تر از مجردها هستند". جالب این که همه این ملت ها – مثل خودمان –  خوشبختی و ازدواج را به شدت به هم مربوط می دانستند.
مارتین سلیگمن، روانشناس برجسته دانشگاه پنسیلوانیا و پایه گذار روانشناسی مثبت می گوید: "ازدواج بیشتر از هر پیوند دیگری بین انسانها، در خوشبختی آنها نقش دارد." او معتقد است که ازدواج است که به زندگی افراد معنا می دهد، و می گوید خوشبخت ترین افراد دنیا از میان افرادی هستند که ازدواج کرده اند.
طبق شواهد موجود و نظر کارشناسان، دو عاملی که بیشترین نقش را در خوشبختی تمام انسانهای کره زمین ایفا می کنند عبارتند از: 1) ازدواج و 2) مذهب.


ازدواج به ما آرامش می دهد.
وقتی ازدواج می کنیم رابطه مان را با کسی که به او عشق می ورزیم دائمی و همیشگی می کنیم و همین می تواند ما را از استرس ها و تنش های یک رابطه عاشقانه نجات دهد. با ازدواج رابطه ما از آنچه که هست استوارتر می شود و دیگر این نگرانی را نداریم که ممکن است او را از دست بدهیم.
یک علت این آرامش عشق است. نیروی عشق آرامشی بی نظیر به ما می دهد که در کمتر جایی می توانیم آن را پیدا کنیم. این مطلب را خود خدا هم امضا کرده است: " برای شما همسرانی از جنس خودتان آفریدیم تا بواسطه آنها به آرامش برسید و بین شما محبت و دوستی برقرار کردیم". دکتر افروز آرامشگری را مزیت اصلی ازدواج می داند.


ازدواج برای سلامتی مان خوب است!
همه می دانیم که برای حفظ سلامتی مان باید ورزش منظم و مصرف میوه ها و سبزیجات تازه را در برنامه روزانه مان داشته باشیم. اما من یک عامل دیگر را هم به آن اضافه می کنم: ازدواج! یک همسر خوب می تواند نقش موثری در سلامتی شما داشته باشد.
دانشمندان قدیم و جدید بارها و بارها ثابت کرده اند که ازدواج نقش مثبتی در سلامتی افراد دارد. در یک بررسی نشان داده شد که رابطه خوب با همسر سیستم دفاعی بدن را به میزان قابل توجهی تقویت می کند، و اینکه حتی زخم های افرادی که رابطه خوبی با همسرشان دارند زودتر خوب می شود!
شاید یکی از علتهایش این باشد که وقتی ازدواج می کنید کسی هست که مراقب شما باشد و در دوران بیماری و ضعف از شما پرستاری کند، و اینکه کسی هست که مدام به شما می گوید "مواظب خودت باش!"
نقش ازدواج در سلامتی روان هم به همین میزان ثابت شده است. نتایج یکی از این مطالعات بسیار جالب توجه بود: افراد متاهل کمترین درصد افراد بستری شده در بیمارستانهای روانی را تشکیل می دهند (بیشترین تعداد مربوط به کسانی بود که در رابطه شکست خورده و از همسر خود جدا شده بودند).
ازدواج می تواند شما را از گرفتاری به بسیاری از ناراحتی های روانی از جمله افسردگی نجات دهد – البته اگر در پی یک ازدواج غلط راهی تیمارستان نشده باشید!


ازدواج وضعمان را خوب می کند!
متوسط درآمد سالیانه متاهل ها بیشتر از مجرد هاست. بعضی از تحقیقات نشان می دهد که مردان متاهل حتی تا سه برابر بیشتر از همتایان مجردشان درآمد دارند. یکی از مطالعات جالب توجه که در سال 2004 در نشریه دیدگاه های روانشناسی به چاپ رسید حاکی از این بود که احتمال خانه دار بودن متاهل ها 7 برابر بیشتر از مجردهاست و متاهل ها 80 درصد بیشتر از مجردها دارای ثروت و سرمایه و پس انداز هستند.
ازدواج کردن یعنی شریک شدن زندگی با شخصی دیگر. و این شراکت نه فقط از نظر روانی و عاطفی بلکه از نظر اقتصادی هم اتفاق می افتد؛ وقتی زندگی مان را با کسی شریک می شویم یعنی هزینه هایمان، تلاشهایمان و سرمایه هایمان را هم با هم شریک می شویم.
اما مهم تر از مقرون بصرفه بودن، قولی است که خداوند در این باره به ما داده است: "مردان و زنان مجرد خود را همسر دهید،... اگر فقیر و تنگدست باشند خداوند آنها را از فضل خود بی نیاز می کند. خداوند گشایشگر و آگاه است." (32، نور).
البته هیچ کدام از اینها به این معنا نیست که می شود با دست خالی ازدواج کرد و چشم به درگاه آسمان دوخت. همیشه گفته اند از تو حرکت از خدا برکت.


عشق واقعی را در ازدواج تجربه می کنیم.
"دوستت دارم". حتی خواندنش هم شیرین است. اینطور نیست؟ در یک مطالعه که در سال 2000 توسط کونتز در ایالات متحده منتشر شد بیان شد که مهم ترین چیزی که مردم از ازدواج انتظار دارند عشق ورزیدن و مورد عشق واقع شدن است.
در مطالعه ای دیگر وقتی از افراد مجرد خواستند که بگویند با ازدواج نکردن چه چیزی را از دست خواهند داد، 45 درصد مردان و سه چهارم زنان اعلام کردند "عشق و دوستی". زندگی بدون عشق برای اکثر ما معنایی ندارد.


ازدواج به زندگی ما معنای بیشتری می دهد.
مارک تواین می گوید: "ازدواج دو خط شکسته را یکی می کند، به دو زندگی بی هدف، کار می بخشد و نیروی هر کدام را برای انجام آن کار دو برابر می کند. به دو سرشت جست و جو گر دلیلی برای زندگی کردن می دهد و چیزی که به خاطر آن زندگی کنند."
ازدواج باعث می شود هدفمندتر زندگی کنیم. اگر پیش از ازدواج هنوز بچه مامان و بابا بودیم، حالا دیگر همسر کسی هستیم. و به زودی هم ممکن است پدر یا مادر کسی شویم. و این یعنی زندگی ما بیشتر از آن ارزش دارد که بخواهیم سرسری آن را بگذرانیم. بعد از ازدواج دیگر مال خودمان نیستیم بلکه مال همسر و فرزندانمان هم هستیم. به خاطر همین باید بیشتر به فکر زندگی مان باشیم. مسئولیتی که ازدواج برای فرد همراه دارد باعث می شود زودتر خودش را جمع و جور کند و آینده نگری بیشتری داشته باشد.


پیمودن مسیر زندگی با ازدواج لذت بخش تر می شود.
اگر بخواهید سینما یا پارک بروید با دوست مورد علاقه تان بیشتر به شما خوش می گذرد یا تنهایی؟ اگر بخواهید مسافتی طولانی را برای انجام کاری بپیمایید چطور؟ یا وقتی می خواهید به مسافرت تفریحی بروید؟
اگر انسان سالمی باشید قطعا در هر سه مورد همراهی دوستتان را به تنهایی ترجیح می دهید. در مورد زندگی هم همینطور است. وقتی با کسی که به او علاقه دارید باشید سفر زندگی برایتان لذت بخش تر می شود. در سختی ها به هم کمک می کنید و در خوشی ها هم شادی تان را با هم شریک می شوید.


ازدواج از تنهایی نجاتمان می دهد.
شما از یک خانواده پر جمعیت هستید. اقوام و فامیل زیادی دارید که همه دور و بر شما هستند. و دوستان و آشنایان زیادی هم دارید و با دوستانتان رابطه بسیار صمیمانه ای دارید. بنابراین به نظر نمی رسد که هیچ وقت تنها بمانید. 20 سال بعد چطور؟ آیا همه افراد خانواده تان مانند الان در کنار شما هستند؟
حتی اگر اینطور نشود، باز هم نمی توان رابطه با همسر را با روابطی که با دوستان و اقوام داریم مقایسه کرد. وقتی ازدواج می کنیم کسی را داریم که تمام مدت شبانه روز و در تمامی شرایط خوب و بد در کنار ماست و نمی گذارد احساس تنهایی کنیم.
ویلیام گود می گوید: "درست است که دوستان ما می توانند از ما حمایت عاطفی بکنند، بانک می تواند به ما پول قرض بدهد، و تعمیرکار می تواند لوله های خانه مان را تعمیر کند؛ اما فقط خانواده است که همیشه با ماست و حمایت عاطفی، دلبستگی و مساعدت آن دائمی و مادام العمر است."


ازدواج برایمان اعتبار می آفریند.
قبول کنیم یا نه، متاهل ها در جامعه اعتبار بیشتری دارند. در محل کار آنها را بیشتر تحویل می گیرند و در میان دوستان و آشنایان نیز افراد متاهل بیشتر از مجردها مورد اطمینان و احترام اطرافیان هستند. علاوه بر این، متاهل ها از مزایای بیشتری هم برخوردارند.
وام ها و پاداش ها و اضافه حقوق ها و خیلی چیزهای دیگر فقط برای متاهل هاست.  حتی مجردها در بعضی از شغل ها هم نمی توانند مشغول شوند (این جمله حتما برایتان آشناست: به یک راننده متاهل و متعهد نیازمندیم!). در اماکن تفریحی و توریستی معمولا جاهای خوب و امکانات خوب برای خانواده هاست.
نه فقط در جامعه ما بلکه تقریبا در همه کشورها همینطور است. شاید برایتان جالب باشد که بدانید در آمریکا افراد متاهل بیشتر از همکاران مجرد خود حقوق می گیرند، و هرچه هم از ازدواجشان سالهای بیشتری می گذرد اضافه حقوقشان بیشتر می شود.
متاسفانه اعتراض مجردها هنگام خواندن این مطلب تغییری در این فرهنگ ایجاد نمی کند!


با ازدواج جامعه بهتری خواهیم داشت.
شاید این حرف که خانواده رکن اصلی جامعه است برایتان خیلی تکراری و کلیشه ای باشد. ولی به هر حال، از دیدگاه اجتماعی هدف اصلی ازدواج این است که کانون مطمئنی برای پرورش فرزندان و اجتماعی کردن آنها شکل بگیرد؛ کاری که خود اجتماع نمی تواند از پس آن بربیاید. آدام اسمیت می گوید: "نخستین نشانه تمدن بشر، ازدواج و تشکیل خانواده است."
در جوامع غربی هم بعد از اینکه همه آزادی ها و ... را تجربه کردند باز به همان نقطه اول برگشتند که برای داشتن جامعه سالم ازدواج و تشکیل خانواده نقش حیاتی دارد. این نتیجه گیری از آنجا حاصل شد که معلوم شد هیچ رکنی در جامعه متمدن، نه آموزش و پرورش، نه کلیسا و مسجد، نه دانشگاه و ... هیچ کدام نتوانست مثل خانواده در درونی کردن ارزشها و ارائه آموزشها و همچنین برآورده کردن نیازهای روانی و عاطفی کودکان موثر باشد.


در ازدواج نیازهای ما برآورده می شود.
اینکه ازدواج سکوی امنی برای برآورده کردن نیازهای غریزی ما است دیگر جای تاکید ندارد. اما اینکه برآورده ساختن نیازهای غریزی چقدر می تواند در رفاه حال ما تاثیرگذار باشد کمتر مورد بحث قرار گرفته است. برخی نظریه پردازان معتقدند همه اختلالات شخصیتی به غریزه جنسی بر می گردد.
تحقیقات و آمار نشان داده است که ارضای نیازها و داشتن رابطه جنسی در جوامع مختلف همواره در قالب ازدواج بهترین شکل را داشته است.


ازدواج باعث می شود خودمان را بهتر بشناسیم.
شنیده اید که می گویند مومن آینه مومن است؟ این را رمورد همسر هم می توانیم بگوییم: همسر آینه همسر است. افراد متاهل در سایه یک رابطه نزدیک و صمیمانه و همچنین در شرایط جدید و مسئولیتهای تازه می تواند خودشان را بهتر بشناسند و به نقاط قوت و ضعف خودشان پی ببرند. البته فقط نقاط ضعف نیست که طی ازدواج برای ما آشکار می شود بلکه بسیاری از توانمندی ها و قدرت هایی که در وجود ما نهفته بوده و تا به حال شرایطی برای بروز پیدا نکرده بود نیز برایمان روشن می شود.
شاید تا پیش از ازدواج با غرور فکر می کردید که از پس خیلی چیزها بر می آیید یا خیلی از کارها را به خوبی بلدید، اما بعد از ازدواج وقتی در موقعیتش قرار گرفتید پی ببرید که به این سادگی ها هم نیست. یا برعکس، شاید اصلا فکر نمی کردید که بتوانید از پس بسیاری از کارهایی بر بیایید که ازدواج شما را در موقعیت انجام ٱن قرار داد.


با ازدواج نصف دینمان را خریده ایم!
ازدواج علاوه بر اینکه اطاعت از امر خداوند است، به واسطه همین که مامنی برای برآورده کردن نیازهای ماست ما را از ارتکاب به گناه باز می دارد. چه بخواهیم و چه نخواهیم ما در جامعه در معرض شرایط مختلف آلودگی به گناه قرار داریم که شاید تقوا و ترس از گناه نتواند جوابگوی این همه نیاز باشد. اینجاست که برآورده کردن نیازها از طریق ازدواج در واقع ما را در برابر این دست گناهان بیمه می کند.


ازدواج باعث رشد ما می شود.
بعد از ازدواج مسئولیت های ما بیشتر می شود، انتظارت خودمان از خودمان و دیگران از ما بیشتر می شود و تلاش بیشتری می کنیم. همین باعث می شود رشد کنیم و استعدهایمان در خیلی از زمینه ها شکوفا شود.
با ازدواج از همه مستقل می شویم و نقش های جدید همسر بودن، عروس یا داماد بودن، پدر شدن یا مادر شدن و ... باعث می شود ما در موقعیت های گوناگون و بی شماری قرار بگیریم و تجربه های زیادی به دست بیاوریم. نقش هایی که بدون ازدواج هرگز تجربه نخواهیم کرد. تجربه پدر یا مادر شدن یکی از تجربه های پرشگفتی و عمیق زندگی است که ازدواج آن را به ما هدیه می کند و از طریق آن وارد دنیایی جدید و پر از تازگی می شویم. به این صورت به تدریج شخصیت ما وسیع تر و کامل تر می شود.


ازدواج از ما محافظت می کند.
شاید در فیلم ها دیده باشید که گاهی زنان در یک ازدواج ناسالم می مانند تا "فقط سایه کسی بالای سرشان باشد". به نظر ناعادلانه می آید اما واقعا ازدواج می تواند برای ما چنین نقشی داشته باشد.
ازدواج به ما حمایت می دهد. این حمایت می تواند عاطفی باشد، یا اقتصادی، اجتماعی، جسمانی، معنوی، مذهبی و خیلی موارد دیگر.


ازدواج حالمان را خوب می کند!
ازدواج علاوه بر اینها مزایای دیگری هم دارد که در اینجا ذکر نشد. اگر بخواهیم همه اینها را در یک کلام جمع کنیم می شود اینکه در کل "ازدواج حالمان را خوب می کند."


هنوز ازدواج نکرده اید؟ همین حالا آستین ها را بالا بزنید!

زینب شاهدی

چاپ شده در موفقیت شماره ۲۲۴

-------------------------
منابع اصلی:
Marriage, family and interpersonal relationships
جوانان و ازدواج، دکتر اصغر کیهان نیا
راهنمای ازدواج، امیر ملک محمودی
گفته های دکتر شیری، دکتر فرهنگ، دکتر دهنوی، دکتر حلت و ...
مجله موفقیت
سایت های معتبر

 


برچسب‌ها: مزایای ازدواج, دلایل خوب ازدواج, مقاله ازدواج, ازدواج و خوشبختی, ازدواج و سلامتی
[ سه شنبه 15 آذر1390 ] [ 23:19 ] [ زینب شاهدی ] [ ]

دستمال كاغذی به اشك گفت:
قطره قطره‌ات طلاست
یك كم از طلای خود حراج می‌كنی؟
عاشقم
با من ازدواج می‌كنی؟


اشك گفت:
ازدواج اشك و دستمالِ كاغذی!؟
تو چقدر ساده‌ای
خوش خیال كاغذی!
توی ازدواج ما
تو مچاله می‌شوی
چرك می‌شوی و تكه‌ای زباله می‌شوی
پس برو و بی‌خیال باش
عاشقی كجاست!؟
تو فقط
دستمال باش!


دستمال كاغذی، دلش شكست
گوشه‌ای كنار جعبه‌اش نشست
گریه كرد و گریه كرد و گریه كرد
در تن سفید و نازكش دوید
خونِ درد


آخرش،

دستمال كاغذی مچاله شد
مثل تكه‌ای زباله شد
او ولی شبیه دیگران نشد
چرك و زشت مثل این و آن نشد
رفت اگرچه توی سطل آشغال
پاك بود و عاشق و زلال

او
با تمام دستمال‌های كاغذی
فرق داشت:
چون كه در میان قلب خود
دانه‌های اشك كاشت.

شعر از: عرفان نظرآهاری


برچسب‌ها: عرفان نظرآهاری, شعر عاشقانه
[ شنبه 12 آذر1390 ] [ 15:51 ] [ زینب شاهدی ] [ ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

کارشناسی ترجمه دارم، علاقمند به روانشناسی رابطه، و حوزه اصلی فعالیتم روانشناسی ست. آمیزه ای از اینها چیزیست که در این وبلاگ شاهدش هستید.

shahdei.zeynab@gmail.com


خوش آمدید!

اين سماور جوش است
پس چرا مي گفتي
ديگر آن خاموش است؟

باز لبخند بزن

قوري قلبت را،
زودتر بند بزن؛

توي آن،
مهرباني دم کن

بعد بگذار که آرام آرام
چاي تو دم بکشد.

شعله اش را کم کن.

خنده هايت قند است.
چاي هم آماده ست.
بوي آن پيچيده است، از دلت تا همه جا ...


پاشو مهمان عزيز

توي فنجان دلم

چايي داغ بريز!
امکانات وب





Powered by WebGozar

داغ کن - کلوب دات کام