X
تبلیغات
ازدواج پلاس

ازدواج پلاس
نکاتی برای ازدواج بهتر که تا به حال هیچکس براتون نگفته! 

اگر اولین سالگرد ازدواج تان است باید خیلی خوشحال باشید که توانسته اید یک سال تمام در کنار هم باشید – اولین سال ازدواج پرخطرترین سال به شمار می رود.

اگر پنجمین سالگردتان است، باید خیلی ذوق زده باشید، چون قسمت اصلی ماجرا را پشت سر گذاشته اید و بعد از این دیگر رابطه تان به حالت پایدار و محکمی رسیده و با هم می توانید خوشبختی بیشتری را احساس کنید. اگر 10 سال، 15 سال یا ... 50 سال از ازدواج تان گذشته باید به فکر یک جشن خیلی خاص باشید! چون توی این دوره و زمانه واقعا پنجاهمین سالگرد ازدواج یک پدیده شگفت انگیز است.

البته کمتر کسی پیدا می شود که پنجاهمین سالگرد ازدواجش را جشن بگیرد، اما به هر حال، در هر کدام از سالگردهی ازدواج تان که هستید باید بدانید این یک موقعیت خاص است. نیازی به پول و وقت و هزینه زیاد صرف کردن نیست؛ فقط دور هم باشید و قدر این سال های عزیز با هم بودن تان را بدانید.



1. یکی از عکس های اولین سال ازدواج تان را پیدا کنید، آن را به آتلیه بدهید تا رویش کار کند و قاب عکس خیلی جذابی درست کند که بتوانید با افتخار آن را تقدیم همسرتان کنید و به دیوار آویزان کنید.

2. یک جشن کوچک به یاد جشن عروسی تان بگیرید و مهمان های اصلی آن روز را دور هم جمع کنید. هر چیز دیگری که برای شما واقعا خاطره انگیز است و شور و هیجان آن روزها را در دلتان زنده می کند در این جشن داشته باشید. مثلا می توانید نمونه کوچکی از کیک عروسی تان را سفارش بدهید.

3. همه بچه ها، نوه ها و – اگر دارید- نتیجه ها را دور هم جمع کنید و از وقت گذرانی ثمره های ازدواج تان لذت ببرید! بگذارید آنها هم یاد بگیرند که چطور باید ازدواج کرد و عاشق ماند. می توانید از کمک آنها برای برگزاری جشن تان استفاده کنید.

4. هر سال در سالگرد ازدواج تان یک کارت تبریک به همسرتان هدیه بدهید. بعد از گذشت چند سال، آلبومی خاطره انگیز و دیدنی از کارت پستال های خاطره انگیزتان خواهید داشت!


برچسب‌ها: سالگرد ازدواج, مناسبتهای ازدواج
[ یکشنبه 3 فروردین1393 ] [ 18:44 ] [ زینب شاهدی ] [ ]
در مورد آشنایی های اینترنتی که منجر به فاجعه شده اند فراوان مطلب خوانده ایم طوری که همه ی ما از چم و خم این نوع روابط ناموفق باخبریم. اما رازهای روابط مجازی که به سرانجام خوبی رسیده اند همیشه پنهان مانده است. شاید به این خاطر که تعدادشان نسبت به روابط ناموفق خیلی خیلی کم تر است. اما به هر حال تبلیغات
منفی باعث شده ما از روابط مجازی مثل "لولو" بترسیم و این خودش باعث بدترشدن اوضاع می شود. حتی کسانی که وارد این نوع روابط می شوند می ترسند در مورد آن با کسی مشورت  کنند.


واقعیت این است که اینترنت فقط جای آشنایی های خطرناک و ناموفق نیست؛ کسانی هم هستند که از همین راه با هم آشنا شده اند. ازدواج کرده اند و به خوبی و خوشی دارند با هم زندگی می کنند. بعضی از مطالعات نشان داده روابط اینترنتی از آن چه که فکر می کردیم موفق تر از آب درآمده اند. اگر چه تعدادشان اندک است اما به هر حال حتما" یک قوانینی داشته ند که توانسته اند موفق شوند. شاید شما هم مثل خیلی ها در ارتباطی که از همین طریق شروع شده قرار دارید اما فکر می کنید رابطه ی تان ارزشش را دارد که بخواهید روی آن حساب کنید. از آن جا که قرار شد ما قوانین بازی را یاد بگیریم، در این قسمت با هم مرور می کنیم که یک آشنایی مجازی خوب باید چگونه باشد.

1- در ازدواج های اینترنتی موفق، دوطرف عاقل و پخته هستند:


مدیریت یک ارتباط اینترنتی کار هر کسی نیست و فقط افرادی می توانند از پس آن بربیایند که شخصیت قدرتمندی دارند و اطلاعات و آگاهی شان در این زمینه زیاد است. شما برای اینکه بتوانید در پی یک آشنایی اینترنتی یک ازدواج خوب داشته باشید باید آدمی باهوش، با تدبیر، زرنگ، حواس جمع، محتاط و پرحوصله باشید. این جور افراد به راحتی می توانند آشنایی خوب را از غیرخوب تشخیص دهند و به راحتی در دام رابطه های نادرست یا حقه های افراد سوء استفاده گر نمی افتند. ازدواج اینترنتی حتی شرط سنی هم دارد! یعنی فرد باید به سن پختگی و بلوغ فکری و اجتماعی رسیده باشد تا بتواند چنین ازدواجی را مدیریت کند. پس این روش برای افرادی که در سنین نوجوانی و اوایل جوانی به سر می برند کار درستی نیست چون آن ها اولا" تجربه ی کافی از زندگی ندارند و ثانیا" در این سن هیجانات انسان به عقل و منطقش غلبه دارد و مسلما" می تواند روی انتخابش تاثیر بدی داشته باشد.
بقیه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: ازدواج موفق, ازدواج اینترنتی, سایت همسریابی, انتخاب همسر
ادامه مطلب
[ جمعه 15 شهریور1392 ] [ 9:39 ] [ زینب شاهدی ] [ ]
باربارا: "ازدواج مثل عدسی بزرگنمایی می ماند که نقاط قوت و ضعف رابطه تان را چند برابر می کند؛ اگر رابطه تان قبل از ازدواج خوب بوده خوبتر و اگر بد بوده بدتر می شود."

به عبارتی اگر دوران نامزدی پرتنش و پر از بی تفاهمی و مشکلات عمیق رو سپری می کنید و بعضا بنا به تایید دیگران بر این حرف بی اساس که وقتی ازدواج کنی همه چیز درست میشه و ... به این امید سراغ حل مشکلاتتان نمی روید  که با ازدواج همه چیز خوب می شود، احتمالا در حال ارتکاب بزرگترین اشتباه زندگی تان هستید.

فلسفه غلط "بعد از ازدواج درست می شود" از جمله فلسفه های اشتباه و دروغ های بزرگ ازدواج است که در فرهنگ ما  هم بسیار رایج است اما تنها نتیجه ای که دارد این است که بعد از ازدواج به خاطر نزدیکتر شدن به هم و در نتیجه بالارفتن اصطکاک های رابطه (مخصوصا اوایل ازدواج)، مشکلات بیشتر می شود و آن زمان از دیگران میشنوید که "وقتی بچه دار بشید بهتر میشه" و بعد هم "وقتی بچه بره مدرسه درست میشه" و ... این داستان همچنان ادامه دارد!

نترسید! قرار نیست نامزدی تان را به هم بزنید. مشکلات همیشه و در همه روابط وجود دارند. مهم این است که چطور با آنها برخورد کنید. بهترین کار این است که همین حالا مشکلات رابطه تان را در همین مرحله حل کنید چون هم فراغت خاطرتان زیادتر است و هم انگیزه تان و علاوه بر این مشکلات هنوز  آنقدر بزرگ و مزمن نشده اند که حل کردنشان سخت باشد.

خبر خوب اینکه اگر رابطه خوبی بین شما ایجاد شود می توانید امیدوار باشید که بعد از ازدواج حتی از این هم بهتر شود!


برچسب‌ها: نامزدی
[ یکشنبه 6 مرداد1392 ] [ 15:15 ] [ زینب شاهدی ] [ ]

واقعا همسر مناسب من چه کسی است؟!
نگاهی متفاوت به معیارهای درست برای انتخاب همسر

 زینب شاهدی  shahedi.zeynab@gmail.com                                                                                                                                                    

کتابهای راهنمای ازدواج را که باز می کنیم تقریبا همگی به یک نتیجه می رسیم: من برای ازدواج مناسب نیستم –  و نه تنها من، بلکه هیچ کدام از کسانی که می شناسم هم به درد ازدواج نمی خورند:
با کسی ازدواج کنید که عاقل باشد، مومن باشد، صادق باشد، تا حدی زیبا باشد، از خانواده ای اصیل باشد، خوش اخلاق باشد، متعهد باشد، سالم باشد، نجیب باشد، قانع باشد، تحصیل کرده باشد، سازگار باشد، و .... البته همه این معیارها بسیار خوب و پسندیده هستند، اما مشکل اینجاست که چنین انسانی تقریبا هر صد سال یک بار ممکن است روی زمین دیده شود!
 بقیه در ادامه مطلب


برچسب‌ها: انتخاب همسر, معیارهای ازدواج, شباهت در ازدواج
ادامه مطلب
[ شنبه 25 شهریور1391 ] [ 17:47 ] [ زینب شاهدی ] [ ]

                                           معیارهای انتخاب همسر و ازدواج

بر اساس چه معیارهایی باید شریک یک عمر زندگیمان را انتخاب کنیم؟


1. شخصیت: شما می خواید یک عمر کل زندگی تون رو با یکی شریک بشید و مسلما نیاز به کسی دارید که از نظر خصوصیات شخصیتی با شما هماهنگ باشه.


2. هوش: ضریب هوشی در فهم و درک متقابل تاثیرگذاره. کسی رو انتخاب کنید که هم شما حرف اون رو بفهمید و هم اون حرف شما رو.


3. ظاهر: خیلی ها از این ور بوم میفتن  خیلی ها هم از اونور. نه زیاد به ظاهر اهمیت بدین نه اینکه اصلا اهمیت ندید. نمی گم خوشگل، اما با کسی ازدواج کنید که ظاهرش براتون دلنشین باشه. کاری به معیارهای زیبایی هالیوود و بالیوود نداریم، فقط به دل شما باید بشینه همین.


4. آرزوها: شما آرزو دارید تو یه خونه روستایی زندگی کنید با مرغ و جوجه ها و ببعی هاتون و 6 تا بچه نی ناز، طرف انتهای آرزوش زندگی تو ناف تهرانه تو یه برج بلند و بچه هم نمی خواد. نظرتون چیه؟!!


5. علایق و ارزشها: به نظر شما دوستی با جنس مخالف هیچ مشکلی نداره و همیشه می تونه وجود داشته باشه، اما طرف مقابل حرف زدن با جنس مخالف رو هم مشکل دار می دونه. به این می گن تفاوت نظام ارزشی. اما علایق: زندگی مشترک هم ریشه می خواد هم شاخ و برگ. شاخ و برگش در بر دارنده همین علایق مشترک هست که شما رو به هم نزدیکتر میکنه. مثلا اینکه با هم برید کوهنوردی یا با هم کتاب خاصی رو بخونید و بحث کنید. یا حتی با هم بازی بارسلونا رو تماشا کنید و حالشو ببرید!


6. معنویت: شاید تکراری باشه، اما معنویت تاثیر زیادی روی خوشبختی داره. و تاثیر مثبتی روی زندگی زناشویی. با این حال اگر خودتون آدم معنوی نیستید با یه معنوی ازدواج نکنید که بعد بخواید بزنید تو سر و کله هم!


7. منش: رفتار و کردار درست. عادتهای درست و در یک کلام قابل تحمل بودن. نقش خیلی زیادی داره. شما نسبت به کسی که موهاشو بریزه توی روشویی چه احساسی دارید؟


8. خلاقیت: این هم جزء شاخ و برگهای زندگی هست. اما میزان خلاقیت شما با همسرتون باید هماهنگ باشه. یه آدم پرشور و خلاق رو تصور کنید در ازدواج با یه آدم ماست و بی حال که فقط صبح ساعت 7 سر کار رفتن و 5 غروب برگشتن و روزنامه خوندن راضیش می کنه!


9. مراقبت از فرزند: بچه ها باید آزاد باشن؟ یا به شدت تحت مراقبت؟ چه معیارهایی رو باید یاد بگیرن؟ تا چه اندازه باید وابسته شون کنیم؟ سوالاتی که بیشتر ما جوابشو نمی دونیم. شاید چون اکثر ما به مقوله ای به عنوان "شیوه تربیت فرزند" اصلا فکر نمی کنیم! اما یکی از عوامل اصلی اختلاف بین زن و شوهر ها نحوه تربیت فرزند هست. راستی شما بچه می خواید؟!


10. خودش بودن: کسی که براتون ادا در میاره مناسب ازدواج نیست. ازدواج با کسی خوبه که با "خود"ش بیاد جلو. والسلام!

امیدوارم انتخاب خوبی داشته باشید!

زینب شاهدی

با استفاده از کتاب "در جست و جوی عشق زندگی" نیل کلارک وارن

شاید از این مطالب هم خوشتون بیاد:

افرادی که نباید با آنها ازدواج کرد (اینجا)

با این آدمهای خوب ازدواج نکن! (اینجا)

معیار مهم انتخاب همسر که تا به حال کسی برایتان نگفته است! (اینجا)


برچسب‌ها: ازدواج موفق, معیارهای ازدواج, معیارهای انتخاب همسر
[ پنجشنبه 29 دی1390 ] [ 14:52 ] [ زینب شاهدی ] [ ]
آیا من هم باید با کسی ازدواج کنم که نجیب و مومن و اصیل و ... باشد؟ معیارهای انتخاب همسر مناسب من چه چیزهایی است؟

با کسی ازدواج کنید که مثل خودتان باشد!

گاهی افرادی رو می بینیم (چه دختر چه پسر) که با خودمون می گیم وای کی می خواد با این ازدواج کنه، بیچاره همسرش، و از این حرفا. اما همین آدم که ممکنه برای ما مثلا آی کیو پایین به نظر بیاد یا زیادی سنتی یا هرچیزی، با یکی مثل خودش ازدواج می کنه و اتفاقا زندگی مشترک خیلی خوبی هم خواهند داشت – شاید خیلی بهتر از زندگی خود ما. (دو تا "خنگ" با هم به خوبی کنار میان ... پت و مت رو که یادتونه؟!)
نکته مهم: برای اینکه بدونید با چه کسی باید ازدواج کنید، باید بدونید که خودتون چه کسی هستید.
مناسب ترین معیارهای انتخاب همسر برای شما معیارهایی نیست که توی کتابهای انتخاب همسر نوشتن، بلکه معیارهایی هست که خود شما بر حسب شخصیت و علایق و خانواده و غیره و غیره و بر حسب شناختی که از خودتون دارید به اونا می رسید.
نکته مهم: هرچه بهتر خودتون رو بشناسید معیارهای درست تری هم برای انتخاب همسر خواهید داشت و در این راه موفق تر خواهید بود.


برچسب‌ها: معیارهای ازدواج, ازدواج موفق, ازدواج و خودشناسی
[ سه شنبه 29 آذر1390 ] [ 11:45 ] [ زینب شاهدی ] [ ]
یک ضرب المثل چینی می گوید "اگر از دوران مجردیت لذت نمی بری ازدواج کن تا از فکر کردن به دوران مجردیت لذت ببری"! (ظاهرا چینی ها بازار ازدواج را هم بی بهره نگذاشته اند!)

این روزها در مورد ازدواج حرف های چندان خوبی نمی شنویم. متاسفانه برای بسیاری از ما در مورد لذت های زندگی مجردی و مشکلات ازدواج به شدت اغراق شده است. اما آیا این تمام قضیه است؟

می گویند اگر ازدواج نکنی و همسر و فرزند نداشته باشی مسئولیت هم نداری و زندگی برایت راحت تر است.
قضیه ازدواج مثل این ضرب المثل است که می گوید: "هرکه بامش بیش برفش بیشتر". اگر اصلا خانه نداشته باشید دیگر بام هم ندارید که لازم باشد پارو کنید. اما در عوض برف مستقیم روی سر خودتان می بارد! اگر ازدواج نکنید مسئولیت هم ندارید، اما از مزایای آن هم بی بهره خواهید ماند.

در مورد مشکلات و محدودیت هایی که ممکن است ازدواج برای فرد ایجاد کند زیاد شنیده اید. در اینجا می خواهیم درمورد مزیت های ازدواج برایتان بگوییم. البته جای تاکید دارد که مزایای ازدواج مربوط به ازدواج سالم است. اینکه چطور درست ازدواج کنیم مقاله ای دیگر می طلبد. فقط این نکته را به خاطر داشته باشید که ازدواج سالم بهتر از ازدواج نکردن است و ازدواج نکردن بهتر از ازدواج ناسالم.

اگر باز هم بخواهیم به ضرب المثل فوق اشاره کنیم، ازدواج ناسالم مثل داشتن یک خانه سست و بی بنیاد است: اگر برف روی سر آدم ببارد بهتر است تا اینکه سقف خانه روی سرتان خراب شود!

اما اصلا چرا باید ازدواج کنیم؟ شاید تا به حال به این موضوع فکر نکرده باشید. اگر تا به حال هزار دلیل برای ازدواج نکردن شنیده باشید، ما می خواهیم هزار و یک دلیل برای ازدواج کردن برایتان بیاوریم!


ازدواج طبیعت خلقت است.
یک لحظه تصور کنید که هیچ ازدواجی در طبیعت وجود نداشته باشد ... البته اتفاق خاصی نمی افتد؛ فقط خیلی زود همه ما به دایناسورها می پیوندیم!
ازدواج از همان روز نخست آفرینش جهان هستی جزء قوانین آفرینش بود. آدم و حوا اگر با هم ازدواج نمی کردند الان انسانی روی زمین وجود نداشت. نه فقط انسان، بلکه قانون زوجیت برای همه موجودات جهان از گیاهان و جانوران گرفته تا مولکول ها و اتم ها وجود دارد. و انسان هم برای اینکه به کامیابی حقیقی برسد باید خود را با قوانین هستی هماهنگ کند.
در اینجا جا دارد به این نکته هم اشاره شود که اصل ازدواج در جهان هستی و درمورد تمام موجودات بر پایه پیوند زن و مرد یا نر و ماده است، نه اشکال "مدرن" ازدواجی که در فرهنگ غرب به عنوان یک گرایش "طبیعی" رواج یافته است (ازدواج با هم جنس).


ازدواج خوشبختمان می کند!
حتما پایان داستانهای شیرین دوران کودکی یادتان هست: "آن دو با هم ازدواج کردند و تا پایان عمر به خوبی و خوشی زندگی کردند!" شاید تا به حال فکر می کردید که این افسانه ای بیش نیست، اما امروزه دانشمندان ثابت کرده اند که ازدواج واقعا روی خوشبختی ما تاثیر زیادی دارد.
در یک مطالعه اخیر که در 17 کشور پیشرفته دنیا انجام شد مشخص شد که "افراد متاهل بسیار خوشبخت تر از مجردها هستند". جالب این که همه این ملت ها – مثل خودمان –  خوشبختی و ازدواج را به شدت به هم مربوط می دانستند.
مارتین سلیگمن، روانشناس برجسته دانشگاه پنسیلوانیا و پایه گذار روانشناسی مثبت می گوید: "ازدواج بیشتر از هر پیوند دیگری بین انسانها، در خوشبختی آنها نقش دارد." او معتقد است که ازدواج است که به زندگی افراد معنا می دهد، و می گوید خوشبخت ترین افراد دنیا از میان افرادی هستند که ازدواج کرده اند.
طبق شواهد موجود و نظر کارشناسان، دو عاملی که بیشترین نقش را در خوشبختی تمام انسانهای کره زمین ایفا می کنند عبارتند از: 1) ازدواج و 2) مذهب.


ازدواج به ما آرامش می دهد.
وقتی ازدواج می کنیم رابطه مان را با کسی که به او عشق می ورزیم دائمی و همیشگی می کنیم و همین می تواند ما را از استرس ها و تنش های یک رابطه عاشقانه نجات دهد. با ازدواج رابطه ما از آنچه که هست استوارتر می شود و دیگر این نگرانی را نداریم که ممکن است او را از دست بدهیم.
یک علت این آرامش عشق است. نیروی عشق آرامشی بی نظیر به ما می دهد که در کمتر جایی می توانیم آن را پیدا کنیم. این مطلب را خود خدا هم امضا کرده است: " برای شما همسرانی از جنس خودتان آفریدیم تا بواسطه آنها به آرامش برسید و بین شما محبت و دوستی برقرار کردیم". دکتر افروز آرامشگری را مزیت اصلی ازدواج می داند.


ازدواج برای سلامتی مان خوب است!
همه می دانیم که برای حفظ سلامتی مان باید ورزش منظم و مصرف میوه ها و سبزیجات تازه را در برنامه روزانه مان داشته باشیم. اما من یک عامل دیگر را هم به آن اضافه می کنم: ازدواج! یک همسر خوب می تواند نقش موثری در سلامتی شما داشته باشد.
دانشمندان قدیم و جدید بارها و بارها ثابت کرده اند که ازدواج نقش مثبتی در سلامتی افراد دارد. در یک بررسی نشان داده شد که رابطه خوب با همسر سیستم دفاعی بدن را به میزان قابل توجهی تقویت می کند، و اینکه حتی زخم های افرادی که رابطه خوبی با همسرشان دارند زودتر خوب می شود!
شاید یکی از علتهایش این باشد که وقتی ازدواج می کنید کسی هست که مراقب شما باشد و در دوران بیماری و ضعف از شما پرستاری کند، و اینکه کسی هست که مدام به شما می گوید "مواظب خودت باش!"
نقش ازدواج در سلامتی روان هم به همین میزان ثابت شده است. نتایج یکی از این مطالعات بسیار جالب توجه بود: افراد متاهل کمترین درصد افراد بستری شده در بیمارستانهای روانی را تشکیل می دهند (بیشترین تعداد مربوط به کسانی بود که در رابطه شکست خورده و از همسر خود جدا شده بودند).
ازدواج می تواند شما را از گرفتاری به بسیاری از ناراحتی های روانی از جمله افسردگی نجات دهد – البته اگر در پی یک ازدواج غلط راهی تیمارستان نشده باشید!


ازدواج وضعمان را خوب می کند!
متوسط درآمد سالیانه متاهل ها بیشتر از مجرد هاست. بعضی از تحقیقات نشان می دهد که مردان متاهل حتی تا سه برابر بیشتر از همتایان مجردشان درآمد دارند. یکی از مطالعات جالب توجه که در سال 2004 در نشریه دیدگاه های روانشناسی به چاپ رسید حاکی از این بود که احتمال خانه دار بودن متاهل ها 7 برابر بیشتر از مجردهاست و متاهل ها 80 درصد بیشتر از مجردها دارای ثروت و سرمایه و پس انداز هستند.
ازدواج کردن یعنی شریک شدن زندگی با شخصی دیگر. و این شراکت نه فقط از نظر روانی و عاطفی بلکه از نظر اقتصادی هم اتفاق می افتد؛ وقتی زندگی مان را با کسی شریک می شویم یعنی هزینه هایمان، تلاشهایمان و سرمایه هایمان را هم با هم شریک می شویم.
اما مهم تر از مقرون بصرفه بودن، قولی است که خداوند در این باره به ما داده است: "مردان و زنان مجرد خود را همسر دهید،... اگر فقیر و تنگدست باشند خداوند آنها را از فضل خود بی نیاز می کند. خداوند گشایشگر و آگاه است." (32، نور).
البته هیچ کدام از اینها به این معنا نیست که می شود با دست خالی ازدواج کرد و چشم به درگاه آسمان دوخت. همیشه گفته اند از تو حرکت از خدا برکت.


عشق واقعی را در ازدواج تجربه می کنیم.
"دوستت دارم". حتی خواندنش هم شیرین است. اینطور نیست؟ در یک مطالعه که در سال 2000 توسط کونتز در ایالات متحده منتشر شد بیان شد که مهم ترین چیزی که مردم از ازدواج انتظار دارند عشق ورزیدن و مورد عشق واقع شدن است.
در مطالعه ای دیگر وقتی از افراد مجرد خواستند که بگویند با ازدواج نکردن چه چیزی را از دست خواهند داد، 45 درصد مردان و سه چهارم زنان اعلام کردند "عشق و دوستی". زندگی بدون عشق برای اکثر ما معنایی ندارد.


ازدواج به زندگی ما معنای بیشتری می دهد.
مارک تواین می گوید: "ازدواج دو خط شکسته را یکی می کند، به دو زندگی بی هدف، کار می بخشد و نیروی هر کدام را برای انجام آن کار دو برابر می کند. به دو سرشت جست و جو گر دلیلی برای زندگی کردن می دهد و چیزی که به خاطر آن زندگی کنند."
ازدواج باعث می شود هدفمندتر زندگی کنیم. اگر پیش از ازدواج هنوز بچه مامان و بابا بودیم، حالا دیگر همسر کسی هستیم. و به زودی هم ممکن است پدر یا مادر کسی شویم. و این یعنی زندگی ما بیشتر از آن ارزش دارد که بخواهیم سرسری آن را بگذرانیم. بعد از ازدواج دیگر مال خودمان نیستیم بلکه مال همسر و فرزندانمان هم هستیم. به خاطر همین باید بیشتر به فکر زندگی مان باشیم. مسئولیتی که ازدواج برای فرد همراه دارد باعث می شود زودتر خودش را جمع و جور کند و آینده نگری بیشتری داشته باشد.


پیمودن مسیر زندگی با ازدواج لذت بخش تر می شود.
اگر بخواهید سینما یا پارک بروید با دوست مورد علاقه تان بیشتر به شما خوش می گذرد یا تنهایی؟ اگر بخواهید مسافتی طولانی را برای انجام کاری بپیمایید چطور؟ یا وقتی می خواهید به مسافرت تفریحی بروید؟
اگر انسان سالمی باشید قطعا در هر سه مورد همراهی دوستتان را به تنهایی ترجیح می دهید. در مورد زندگی هم همینطور است. وقتی با کسی که به او علاقه دارید باشید سفر زندگی برایتان لذت بخش تر می شود. در سختی ها به هم کمک می کنید و در خوشی ها هم شادی تان را با هم شریک می شوید.


ازدواج از تنهایی نجاتمان می دهد.
شما از یک خانواده پر جمعیت هستید. اقوام و فامیل زیادی دارید که همه دور و بر شما هستند. و دوستان و آشنایان زیادی هم دارید و با دوستانتان رابطه بسیار صمیمانه ای دارید. بنابراین به نظر نمی رسد که هیچ وقت تنها بمانید. 20 سال بعد چطور؟ آیا همه افراد خانواده تان مانند الان در کنار شما هستند؟
حتی اگر اینطور نشود، باز هم نمی توان رابطه با همسر را با روابطی که با دوستان و اقوام داریم مقایسه کرد. وقتی ازدواج می کنیم کسی را داریم که تمام مدت شبانه روز و در تمامی شرایط خوب و بد در کنار ماست و نمی گذارد احساس تنهایی کنیم.
ویلیام گود می گوید: "درست است که دوستان ما می توانند از ما حمایت عاطفی بکنند، بانک می تواند به ما پول قرض بدهد، و تعمیرکار می تواند لوله های خانه مان را تعمیر کند؛ اما فقط خانواده است که همیشه با ماست و حمایت عاطفی، دلبستگی و مساعدت آن دائمی و مادام العمر است."


ازدواج برایمان اعتبار می آفریند.
قبول کنیم یا نه، متاهل ها در جامعه اعتبار بیشتری دارند. در محل کار آنها را بیشتر تحویل می گیرند و در میان دوستان و آشنایان نیز افراد متاهل بیشتر از مجردها مورد اطمینان و احترام اطرافیان هستند. علاوه بر این، متاهل ها از مزایای بیشتری هم برخوردارند.
وام ها و پاداش ها و اضافه حقوق ها و خیلی چیزهای دیگر فقط برای متاهل هاست.  حتی مجردها در بعضی از شغل ها هم نمی توانند مشغول شوند (این جمله حتما برایتان آشناست: به یک راننده متاهل و متعهد نیازمندیم!). در اماکن تفریحی و توریستی معمولا جاهای خوب و امکانات خوب برای خانواده هاست.
نه فقط در جامعه ما بلکه تقریبا در همه کشورها همینطور است. شاید برایتان جالب باشد که بدانید در آمریکا افراد متاهل بیشتر از همکاران مجرد خود حقوق می گیرند، و هرچه هم از ازدواجشان سالهای بیشتری می گذرد اضافه حقوقشان بیشتر می شود.
متاسفانه اعتراض مجردها هنگام خواندن این مطلب تغییری در این فرهنگ ایجاد نمی کند!


با ازدواج جامعه بهتری خواهیم داشت.
شاید این حرف که خانواده رکن اصلی جامعه است برایتان خیلی تکراری و کلیشه ای باشد. ولی به هر حال، از دیدگاه اجتماعی هدف اصلی ازدواج این است که کانون مطمئنی برای پرورش فرزندان و اجتماعی کردن آنها شکل بگیرد؛ کاری که خود اجتماع نمی تواند از پس آن بربیاید. آدام اسمیت می گوید: "نخستین نشانه تمدن بشر، ازدواج و تشکیل خانواده است."
در جوامع غربی هم بعد از اینکه همه آزادی ها و ... را تجربه کردند باز به همان نقطه اول برگشتند که برای داشتن جامعه سالم ازدواج و تشکیل خانواده نقش حیاتی دارد. این نتیجه گیری از آنجا حاصل شد که معلوم شد هیچ رکنی در جامعه متمدن، نه آموزش و پرورش، نه کلیسا و مسجد، نه دانشگاه و ... هیچ کدام نتوانست مثل خانواده در درونی کردن ارزشها و ارائه آموزشها و همچنین برآورده کردن نیازهای روانی و عاطفی کودکان موثر باشد.


در ازدواج نیازهای ما برآورده می شود.
اینکه ازدواج سکوی امنی برای برآورده کردن نیازهای غریزی ما است دیگر جای تاکید ندارد. اما اینکه برآورده ساختن نیازهای غریزی چقدر می تواند در رفاه حال ما تاثیرگذار باشد کمتر مورد بحث قرار گرفته است. برخی نظریه پردازان معتقدند همه اختلالات شخصیتی به غریزه جنسی بر می گردد.
تحقیقات و آمار نشان داده است که ارضای نیازها و داشتن رابطه جنسی در جوامع مختلف همواره در قالب ازدواج بهترین شکل را داشته است.


ازدواج باعث می شود خودمان را بهتر بشناسیم.
شنیده اید که می گویند مومن آینه مومن است؟ این را رمورد همسر هم می توانیم بگوییم: همسر آینه همسر است. افراد متاهل در سایه یک رابطه نزدیک و صمیمانه و همچنین در شرایط جدید و مسئولیتهای تازه می تواند خودشان را بهتر بشناسند و به نقاط قوت و ضعف خودشان پی ببرند. البته فقط نقاط ضعف نیست که طی ازدواج برای ما آشکار می شود بلکه بسیاری از توانمندی ها و قدرت هایی که در وجود ما نهفته بوده و تا به حال شرایطی برای بروز پیدا نکرده بود نیز برایمان روشن می شود.
شاید تا پیش از ازدواج با غرور فکر می کردید که از پس خیلی چیزها بر می آیید یا خیلی از کارها را به خوبی بلدید، اما بعد از ازدواج وقتی در موقعیتش قرار گرفتید پی ببرید که به این سادگی ها هم نیست. یا برعکس، شاید اصلا فکر نمی کردید که بتوانید از پس بسیاری از کارهایی بر بیایید که ازدواج شما را در موقعیت انجام ٱن قرار داد.


با ازدواج نصف دینمان را خریده ایم!
ازدواج علاوه بر اینکه اطاعت از امر خداوند است، به واسطه همین که مامنی برای برآورده کردن نیازهای ماست ما را از ارتکاب به گناه باز می دارد. چه بخواهیم و چه نخواهیم ما در جامعه در معرض شرایط مختلف آلودگی به گناه قرار داریم که شاید تقوا و ترس از گناه نتواند جوابگوی این همه نیاز باشد. اینجاست که برآورده کردن نیازها از طریق ازدواج در واقع ما را در برابر این دست گناهان بیمه می کند.


ازدواج باعث رشد ما می شود.
بعد از ازدواج مسئولیت های ما بیشتر می شود، انتظارت خودمان از خودمان و دیگران از ما بیشتر می شود و تلاش بیشتری می کنیم. همین باعث می شود رشد کنیم و استعدهایمان در خیلی از زمینه ها شکوفا شود.
با ازدواج از همه مستقل می شویم و نقش های جدید همسر بودن، عروس یا داماد بودن، پدر شدن یا مادر شدن و ... باعث می شود ما در موقعیت های گوناگون و بی شماری قرار بگیریم و تجربه های زیادی به دست بیاوریم. نقش هایی که بدون ازدواج هرگز تجربه نخواهیم کرد. تجربه پدر یا مادر شدن یکی از تجربه های پرشگفتی و عمیق زندگی است که ازدواج آن را به ما هدیه می کند و از طریق آن وارد دنیایی جدید و پر از تازگی می شویم. به این صورت به تدریج شخصیت ما وسیع تر و کامل تر می شود.


ازدواج از ما محافظت می کند.
شاید در فیلم ها دیده باشید که گاهی زنان در یک ازدواج ناسالم می مانند تا "فقط سایه کسی بالای سرشان باشد". به نظر ناعادلانه می آید اما واقعا ازدواج می تواند برای ما چنین نقشی داشته باشد.
ازدواج به ما حمایت می دهد. این حمایت می تواند عاطفی باشد، یا اقتصادی، اجتماعی، جسمانی، معنوی، مذهبی و خیلی موارد دیگر.


ازدواج حالمان را خوب می کند!
ازدواج علاوه بر اینها مزایای دیگری هم دارد که در اینجا ذکر نشد. اگر بخواهیم همه اینها را در یک کلام جمع کنیم می شود اینکه در کل "ازدواج حالمان را خوب می کند."


هنوز ازدواج نکرده اید؟ همین حالا آستین ها را بالا بزنید!

زینب شاهدی

چاپ شده در موفقیت شماره ۲۲۴

-------------------------
منابع اصلی:
Marriage, family and interpersonal relationships
جوانان و ازدواج، دکتر اصغر کیهان نیا
راهنمای ازدواج، امیر ملک محمودی
گفته های دکتر شیری، دکتر فرهنگ، دکتر دهنوی، دکتر حلت و ...
مجله موفقیت
سایت های معتبر

 


برچسب‌ها: مزایای ازدواج, دلایل خوب ازدواج, مقاله ازدواج, ازدواج و خوشبختی, ازدواج و سلامتی
[ سه شنبه 15 آذر1390 ] [ 23:19 ] [ زینب شاهدی ] [ ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

لیسانس ترجمه دارم، علاقمند به روانشناسی رابطه و روانشناسی مثبت. آمیزه ای از اینها چیزیه که در این وبلاگ شاهدش هستید!
shahdei.zeynab@gmail.com
خوش آمدید!

اين سماور جوش است
پس چرا مي گفتي
ديگر آن خاموش است؟

باز لبخند بزن

قوري قلبت را،
زودتر بند بزن؛

توي آن،
مهرباني دم کن

بعد بگذار که آرام آرام
چاي تو دم بکشد.

شعله اش را کم کن.


خنده هايت قند است.
چاي هم آماده ست.
بوي آن پيچيده است، از دلت تا همه جا ...


پاشو مهمان عزيز

توي فنجان دلم

چايي داغ بريز!
امکانات وب





Powered by WebGozar

داغ کن - کلوب دات کام